بازی های مذهبی

Sharing on Social Media

حادثه اسفناک و کشتار کارگران هزاره در معدن زغال سنگ “مچ” نه آغاز کشتار هدفمند هزاره ها در پاکستان هست و نه هم آخرش خواهد بود اما سوال که باقی می ماند اینکه چرا هراز گاهی هزاره ها هدفمندانه و سیستماتیک قتل عام میشوند؟
آواخر آگست سال 2010 برای چند روزی کویته بودم. آخرین جمعه ماه رمضان سالهاست که از طرف ایران بنام “یوم القدس” راهپیمایی های صورت می گیرد. این راهپیمایی یوم القدس در واقع برای اهداف سیاسی ایران بنا شده است و ایران برای نشان دادن نفوذش در سایر کشورها از آن بهره می جوید.
در کویته راه پیمایی قدس را تعدادی از رهبران مذهبی هزاره، سادات و شیعه مذهب های که از نظر قومی متفاوت اند ولی در میان هزاره ها زندگی می کنند، برگزار می کنند اما از آنجاییکه هزاره های کویته شیعه مذهب هستند، بیشترین ضربه را ازین نوع مراسم ها که اهداف ایران در آن نهفته است، دیده اند.
3 سپتامبر 2010 که آخرین جمعه ماه رمضان بود، میخواستم برای خرید وسایل مسافرت ام به میزان چوک بروم اما کاری پیدا شد و نتوانستم بروم. سر چاشت صدای انفجاری شنیده شد. صدای انفجار در کویته شهری که بیشترنظامی است، غیر معمول بنظر می آید. بعدا معلوم شد که یک انفجار انتحاری در میان جمعیت راه پیمایان یوم القدس در میزان چوک اتفاق افتاده که مسئولیت آن را لشکر جنگوی بعهده گرفته است.
بعد از صدای انفجار، صدای مسلسل شلیک تفنگ ادامه یافت. خطر را حس کردم و هر لحظه منتظر بودم تا اطلاعات درین مورد نشر شود. پیاده آمدم تا سر میدانی که بیشتر معلومات بگیرم.
موج زخمی ها و کشته شدگان را با موتر سایکل، رکشه و واگن ها بطرف شفاخانه امام زمان می آوردند. آنچه که میدیدم وحشتناک بود. بسیاری ازین زخمی ها از ناحیه سر و سینه هدف قرار گرفته بودند و چندین مورد را دیدم که نشان زخم گلوله بر سر و سینه داشتند.
شایعه بود که زخمی ها و کشته شدگان که به شفاخانه امام زمان آورده می شدند همگی از آتش باری مستقیم نیروهای امنیتی بودند که برای امنیت مراسم راه پیمایی بر ساختمان های مشرف بر میزان چوک موضع گرفته بودند.
در قبرستان عمومی مری آباد تمام شب، مردان خسته و غم زده مشغول قبر کنی بودند که هر لحظه بر لیست قبرهای که باید کنده می شد اضافه میشد. فردای آن روز جنازه ها را سر قبرستان عمومی آوردند و دفن کردند. تعداد77 قبر دسته جمعی که من حساب کردم کنده شده بود هرچند لیست رسمی از کشته شدگان 73 نفر درج شده است.
پس از حادثه تروریستی روز قدس 2010 که قربانی زیادی از مردم گرفت، حملات هدفمند بر هزاره های کویته شدت گرفت. هزاره های کویته در ورزشگاه، بازار، مسجد، راه های عمومی و محل کار و کسب شان دسته دسته کشته شدند. چند سالی بود که از شدت کشتارهای هدفمند هزاره ها در کویته کاسته شده بود و حالا با کشتار تروریستی نوع جدیدش”سلاخی” در منطقه مچ دوباره، حملات که یک دهه پیشتر شروع شده بود، حالا از سر گرفته شده است.
چند هفته قبل وزیر خارجه ایران آقای جواد ظریف مصاحبه ی داشت با تلویزیون طلوع که در آن مصاحبه از نقش مستقیم ایران در سوریه و نیروهای تحت فرمان این کشور صحه گذاشت.
جواد ظریف با افتخار از نقش نیروهای وابسته به این کشور که در سوریه علیه داعش جنگیده اند به نیکی یاد کرد و نقش نیروهای وابسته این کشور چون زینبیون و فاطمیون را در شکست داعش برجسته دانست. زینبیون و فاطمیون در واقع نیروهای اند که بسیاری از روی مجبوریت های اقامتی یا درآمد پول برای جنگ در سوریه از سوی ایران وبا اکمالات آن کشور فرستاده شده اند.
حالا، مصاحبه جواد ظریف با کشتار کارگران معدن زغال سنگ مچ چه ربطی دارد؟
ده سال پس از مسافرتم به کویته که همزمان شد با روز قدس، دوباره فاجعه هولناک دیگری رخ داده نه درین شهر بلکه خیلی دور در مناطق دور دست آنهم در میان کوه های خشک در معادن زغال سنگ مچ، 11 کارگر ساده هزاره از میان سایر کارگران جدا شده، شکنجه و سلاخی شده اند.
نوعیت کشتار هزاره ها حالا با قبل فرق کرده است. در کشتارهای قبلی مسئولیت آن ها را سپاه صحابه یا لشکر جنگوی بعهده می گرفت و حالا برای اولین بار داعش این مسئولیت را بعهده گرفته است.
سپاه صحابه، لشکر جنگوی و حالا داعش در حقیقت بازو و مجریان سیاست های پنهان سازمان های جاسوسی ارتش پاکستان بنظر می رسند.
طی چند دهه، پاکستان ابتدا بازی های منطقه ی اش را با پشتیبانی و پول عربستان بنام مجاهدین براه انداخت و این بازی با طالبان ادامه یافت و حالا گروه های تند رو دیگر و بنام های دیگر قد علم کرده اند. بازی همان است که بوده. در آن سو، ایران از زمان طالبان، بیشتر در بازی های منطقه ی حضور یافته است و با نیروهای وابسته اش، زینبیون و فاطمیون در سوریه، حشد الشعبی در عراق و حوثی ها در خاورمیانه به استحکام و تثبیت جایگاه اش دست یافته است.
در افغانستان هم ترور و کشتارهای هدفمند که طی چند سال گذشته علیه هزاره ها رخ داده است زیر نقاب داعش صورت گرفته است اما واقعه مچ در پاکستان، اولین بار است که اتفاق می افتد.
آنچه که از مصاحبه وزیر خارجه ایران استنباط میشود اینکه تمام کشتارهای هدفمند هزاره ها چه در افغانستان و چه در پاکستان، نشات گرفته از بازیهای منطقه ی است که میان ایران از یکسو و عربستان از سوی دیگر جریان دارد اما درین میان هزاره ها بخواطر نداشتن پشتوانه های محکم، آسان ترین هدف برای اهداف تروریستی و کشتارهای هدفمند شمرده میشوند.
هزاره ها هدف آسان
از یک طرف هزاره ها بخواطر مذهب و نژاد شان برای چندین قرن در افغانستان با نسل کشی نژادی روبرو بوده اند. هزاره های کویته در حقیقت بازماندگان همان نسل کشی اند که از زمان عبدالرحمن خان علیه هزاره ها آغاز شده است. طی دو دهه گذشته دامنه کشتار سیستماتیک برای هزاره های کویته که برای احیا کشور پاکستان خدمات زیادی انجام داده اند، غافلگیر کننده است.
از زمانی که جنرال ضیا الحق با یک کودتا روی کار آمد و قدرت را در پاکستان بدست گرفت، رابطه ویژه با عربستان ایجاد کرد. دامنه این روابط ویژه از اقتصاد گرفته تا همکاری های گسترده نظامی و هموار کردن قرائت دینی وهابیت بر تمام عرصه های پاکستان سایه افکنده است.
جنگ داخلی افغانستان زمینه های همکاری میان عربستان و پاکستان را عمق بیشتری بخشید. عربستان با ارسال پول های هنگفتی برای مجاهدین از کانال ارتش پاکستان، بستر های بازی مذهبی منطقه ی عربستان را سرعت داد. سر برآوردن گروه های تند رو مذهبی سنی و شیعه در پاکستان برهمین مبنا قابل تعمق است. برای دهه ها این تندروی بیشتر در ایالت پنجاب و سند مشهود بود اما ظهور و سقوط طالبان، دامنه ی این تند روی های مذهبی را در ایالت بلوچستان نیز گسترش داده است.
هزاره ها در دو منطقه شهری ایالت بلوچستان سکونت دارند. از آنجاییکه هزاره های کویته شیعه مذهب اند، در بازی های مذهبی مانند گوشت قربانی استفاده شده اند هم از سوی سازمان های اطلاعاتی ارتش پاکستان وهم از سوی ایران.

0 Comments

Submit a Comment

Your email address will not be published.